رمانرمان عاشقانه

رمان حکمم را تجاوز بریدند

در خدمت شما هستیم با رمانی دیگر با نام ” حکمم را تجاوز بریدند ” امیدواریم دوست داشته باشید همراه ما باشید/

خلاصه رمان »

نشسته بودم روى نیمکت توى پارک و ادامسم رو به روش مواقعى که کرم هام شروع به لولیدن می کردن،
توى دهنم میچرخوندم و با صداى بلند میترکوندم.
چقدر خوب میشد اگه ما دختر ها رو به حال خودمون رها می کردن، تا اون طورى که دلمون می خواد زندگى کنیم.
کاش یه روزى می رسید که دیگه کسى از طرز پوشش دخترى قضاوتش نمی کرد…دیگه خسته شده بودم چطورى بگم دیگه جونم به لبم رسیده بود از دست پدر و مادرم و برادرم .
توى خانواده کاملا مذهبى بزرگ شده بودم، اما از کودکى هیچ علاقه اى به حجاب و پوشش
و این جور چیزها نداشتم، و همین هم باعث شد تا دیدم هم نسبت به دین عوض بشه.
کاش یکى بود که توى کله پوک پدر و مادر من فرو بکنه که هرچیزى رو نمیشه به زور به کسى قالب کنى…
من از کودکى یه دختر بچه شر و شیطون بودم، برعکس برادرم سهیل که اون خیلى ساکت و منزوی بود،
و به خاطره همین هم بود که توجه بابا و مامان بیشتر روى من و کار هام بود.
هیچ وقت جرات اینو نداشتم که به مادرم بگم، که همه اون مواقعى که وادار به نماز خوندنم میکرد من اون کلمات عربى رو تکرار نمیکردم…


این رمان بصورت تایپی و آنلاین می باشد.
برای حمایت از نویسنده و خواندن این رمان در کانال زیر عضو شوید

مشاهده آنلاین رمان


رمان های که دیگر کاربران خوانده اند:

من یک بازنده نیستم
استاد خاص من
درخواست رمان
رابطه اجباری
استاد مغرور من نسخه کامل
دانلود رمان همسر اجباری

رمان بانوی دلبر

قرار نبود

در همسایگی گودزیلا
عروس استاد
حاج آقا

عاشقی بعد از فراموشی نوشته طاهره نیرومند
زندگی آذر نوشته طاهره نیرومند
زمستان داغ نوشته اسما کرمی پور
دردی بنام عشق نوشته الهام کامیاب
زندگی سیگاری نوشته مرجان فریدی

اگر نویسنده ماهری هستی و علاقمندی رمانت رو در سایت ما درج کنی میتونی از اینجا اقدام کنی.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن