رمانرمان عاشقانه

رمان بچه بسیجی

در این لحظه از رمان پلاس میخواهیم رمان زیبای دیگری پست کنیم با نام ” رمان بچه بسیجی ” امیدواریم دوست داشته باشید همراه ما باشید/

رمان بچه بسیجی

خلاصه ای از رمان :»

بعد از رفتن خاله اینا گونه ی مامان ک بوسیدم و خواستم برم ک مامان دستمو کشید
_فردا میرم پیس طاهره تا قبل اومدن مادرشوهرش کمکش کنم
_مامان از چیزی ناراحتی

_ن عزیزه مادر شب بخیر
سری تکون دادم و اومدم تو اتاق
مامان داشت ی چیو ازم مخفی میکرد مطمعنم
صبح با صدای زنگ گوشیم بیدار شدم خمیازه ایی کشیدم و خواستم گوشیو جواب بدم ک قطع شد
بیخیال شونه ایی بالا انداختم رفتم دستشویی
از بیرون سرصدا میومد کنجکاو رفتم پشت پنجره ک دیدم حاجی و زنش و نامزد رضا باهم رفتن بیرون
رضاهم تا دمه در باهاشون رفت ولی برگشت تو خونه ک صدای نامزدش اومد
_مواظب خودت باش رضا جان
غذا برات درست کردم شب میایم زودتر
_با….باشه….خان….خانوم….خانومم
بشکنی زدم و همینکه در بسته شد از پشت پنجره اومدم کنار


این رمان بصورت آنلاین میباشد 

جهت خواندن کامل این رمان به کانال نویسنده مراجعه کنید

خواندن انلاین از کانال نویسنده


رمان های که دیگر کاربران مطالعه کرده اند :»

رمان مجنون گناهکار فصل اول و دوم

نسخه کامل رمان سویل
معجزه دریا
او عاشقم نبود
الهه غم و ارباب دل
استاد دیونه من
زندگی بنفش
از انتقام تا عشق
من دختر خیابانی نیستم
 عروس سرخ ۱۶ ساله

اگر نویسنده ماهری هستی و علاقمندی رمانت رو در سایت ما درج کنی میتونی از اینجا اقدام کنی.

نوشته های مشابه

‫۲ نظرها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن