رمانرمان عاشقانه

رمان او رئیس بود

در خدمت شما هستیم از سایت رمان پلاس با رمان زیبای دیگر با نام “ او رئیس بود ” امیدواریم دوست داشته باشید/

خلاصه رمان »

چشمام رو بستم اصلا دلم نمی خواست ببینمش
اما با باز شدن در چشمام رو باز کردم و چشم به دکتر جوانی خورد که با لبخند خاصی امد طرفم و گفت:خوبی؟
فقط نگاهش کردم چقد بنظر جذاب بود!صورتش پر از آرامش بود نا خودآگاه آرامشی بهم تزریق شد
امد کنارم و دستام رو گرفت نبضم رو میخواست چک کنه
بعد از اون لبخندش پر رنگ تر شد و گفت: خوب دیگه خوب شدی
نگاه دقیقی بهم کرد و گفت:سر گیجه که نداری ؟
با همون خیرگیم سری تکون دادم
حضور شخص سوم رو یادم رفته بود به کل
دکتر گفت: بعد تمام شدن سرمش مرخصه
این رو گفت و از اتاق خارج شد…
نمیدونم اما دلم میخواست باشه و ساعتا نگاهش کنم و آرامش بگیرم

جهت مشاهده ادامه این رمان لطفا از باکس زیر استفاده کنید/


این رمان بصورت تایپی و آنلاین میباشد

لذا جهت حمایت و خواندن این رمان عضو کانال نویسنده شوید

مشاهده آنلاین رمان در کانال نویسنده


رمان های که دیگر کاربران خوانده اند:

من یک بازنده نیستم
استاد خاص من
درخواست رمان
رابطه اجباری
استاد مغرور من نسخه کامل
دانلود رمان همسر اجباری

رمان بانوی دلبر

قرار نبود

در همسایگی گودزیلا
عروس استاد
حاج آقا

عاشقی بعد از فراموشی نوشته طاهره نیرومند
زندگی آذر نوشته طاهره نیرومند
زمستان داغ نوشته اسما کرمی پور
دردی بنام عشق نوشته الهام کامیاب
زندگی سیگاری نوشته مرجان فریدی

اگر نویسنده ماهری هستی و علاقمندی رمانت رو در سایت ما درج کنی میتونی از اینجا اقدام کنی.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن